چالشهای فروختن در دوران حاضر و اهمیت برون سپاری فرآیند فروش

چالشهای فروختن در دوران حاضر و اهمیت برون سپاری فرآیند فروش

چالشهای فروختن در دوران حاضر و اهمیت برون سپاری فرآیند فروش

باید پذیرفت ظهور پیده ای نوظهور به نام شبکه های اجتماعی و زندگی آنلاین، اغلب مفاهیم کلاسیک بازاریابی و فروش را تحت الشعاع قرارداده و یافتن مشتری و فروختن به وی را آسان تر از گذشته ساخته است. کافی است چند سال به عقب بازگردیم تا مشقت های یافتن یک مشتری، جلب اعتماد وی و فروختن به او در دورانی را به یاد آوریم که تنها وسیله ای که در اختیار داشتیم یک تلفن آنالوگ بود. اما امروز فقط از طریق اینستاگرام به هزاران هزار مشتری بالقوه دسترسی داریم که تنها فاصله میان ما و آنها یک خوش و بش سرد و صوری در دایرکت و پرسیدن قیمت کالاست. اما این ظاهر امر است. شکی نیست که در نوک بیرون  مانده از آب این کوه یخ عظیم، ساختارها شکسته شده و نوها جای تمام کهنه ها را گرفته است، اما قدر مسلم در قسمت زیر آب مانده این کوه یخ، یعنی همان جایی که تازه به دوران رسیده ها از دیدنش عاجزند، اتفاقات دیگری در حال رخ دادن است. هرچقدر هم فرم و ظاهر عوض شده باشد، قواعد بازی هنوز پابرجاست. چه از طریق ایسنتاگرام بفروشید و چه بساطتان را کنار پیاده رو پهن کنید، باید به اندازه ای که دست مشتری به جیبش برود، اعتماد آفریده باشید و خریدن از شما را وارد دایره توجیه پذیری در ذهن مشتری کنید و این هم کار چندان ساده ای نیست.


پس حیات آنلاین چه چیز را ساده کرده است؟ پاسخ مشخص است. دیده شدن را. هرگز و در هیچ دورانی دیده شدن به این اندازه راحت نبوده است. کافی است یک پست اینستاگرامی بسازید و منتشر کنید. احتمال دیده شدن این پست بیشتر از دیده شدن محصول و برند شما در یک نمایشگاه چهار روزه است. آن هم با مشقات فراوان و سرمایه گذاری سنگین. البته نیت مقایسه این دو شیوه بازاریابی نیست، فقط خواستم با مثالی ساده، توجه شما را تحولات عصر حاضر جلب کنم.


اما سوال اساسی اینجاست، اگر دیده شدن تا این اندازه راحت شده است، پس چرا فروختن کماکان دشوار است؟ و پاسخ آن هم چیزی نیست جز این جمله تلخ. دیده شدن برای فروختن کافی نیست. باید بپذیریم از دیده شدن تا خریده شدن به ویژه در کالاهای کندمصرف، راهی طولانی و گاه خسته کننده وجود دارد. این راه به اندازه ای پر پیچ و خم است که اگر کسب و کاری روی دیده شدن تمرکز کند اما نتواند مخاطب خود را در فاصله دو نقطه دیدن و خریدن به درستی و در زمان بندی حساب شده هدایت نماید، بخش بزرگی از سرمایه مارکتینگ خود را از دست خواهد داد. شاید بتوان گفت یکی از مهمترین دلایل شکست کسب و کارها، همین اصل بنیادین است.
پس چه باید کرد؟ باید تمام زیرساختها را برای سفر مشتری احتمالی از دیدن تا خریدن فراهم نمود و این مستلزم سرمایه گذاری زمانی و ریالی می باشد. بازیگران بزرگ در تمام بازارها چنین سرمایه گذاری ارزشمندی را کرده اند و امروز از درختی که سالها پیش کاشته اند و آبش داده اند، میوه می چینند. 


زمان آن رسیده بپذیریم طی طریق در این مسیر برای تمام کسب و کارها به ویژه کسب و کارهای کوچک توجیه پذیر نیست به ویژه در صنعتی عمیق و دشوار به نام صنعت قطعات خودرو. آن هم با وجود غول هایی که سایه پررنگشان همواره بر سر این بازار گسترانیده شده است. 


چاره کار در هم افزایی توانهاست آن هم در قالب برون سپاری فروش. لازم نیست تمام تولیدگران در مسیر توسعه برند سرمایه گذاری کنند و بنشینند و رشد آهسته برندشان را نظاره گر باشند. لازم نیست تمام کسب و کارهای کوچک و بزرگ سازمان فروش عریض و طویل داشته باشند. لازم نیست در سربرگ تمام سازمان های کوچک نشانی دفتر تهران ذکر شده باشد. کافی است تمام این کوچک ها که به تنهایی توان رقابت با نامهای بزرگ را ندارند، به یکپارچگی فکر کنند و اینجاست که لزوم برون سپاری فروش مطرح می شود. 


تئوری برون سپاری فروش سالهاست در گوشه ای از ذهن مدیران دوراندیش جای دارد. سوال ساده است. چطور کاری کنیم تولیدمان را کسی دیگر بفروشد، آن هم بدون کوچکترین دردسر برای مایی که تمرکزمان روی تولید است؟ چاره در برون سپاری فروش است. آن هم به سازمانی که تمام توانش را روی فروختن و خوب فروختن قرار داده است. 
اگر فعال صنعت قطعات خودرو هستید، پیشنهاد می کنم به برون سپاری فروشتان فکر کنید. به این ترتیب می توانید با آرامش تمام به تولید فکر کنید و از نتایج ارزشمندی که یک سازمان فروش حرفه ای و متخصص از مسیر فروش محصولات شما خلق می کند، لذت ببرید. 

آیدین نامدار
مشاور برند تاماپارت